تبليغاتX
فلسفه رسانه

" فلسفه رسانه و مفهوم مادر "

در سه فیلم مادر، مهر مادری ، میم مثل مادر

 

چکیده :

مقاله حاضر در تلاش است تا به بازنمایی نقش مادر در سه فیلم "مادر" اثر علی حاتمی ، "مهر مادری" به کارگردانی کمال تبریزی و "میم متل مادر" ساخته رسول ملاقلی پور بپردازد . این سه فیلم ، در ژانر ملودرام و اجتماعی با پرداختن به یکی از نقش های کلیدی اجتماع ، از دیرباز تا کنون ، تعریفی از مادر در سه دهه 60 ، 70 و 80 ارائه کرده اند . ما در این مقاله با استفاده از روش فلسفه رسانه و تصویر شناسی به معانی تولید شده درباره مادر در هریک از این سه فیلم که با محوریت قرار دادن سوژه مادر ساخته شده اند ، می پردازیم .

 

واژگان کلیدی:

بازنمایی ، فلسفه رسانه ، تصویر شناسی ، معنا شناسی ، مادر، مهر مادری ، میم مثل مادر

 

مقدمه :

مادر یکی از اساسی ترین ارکان نظام خانواده که خود جزء مهمی از نهاد اجتماعی است ، به شمار می آید . در فرهنگ ایرانی ، مفهوم مادر یکی از کلیدی ترین نقش های اجتماع محسوب می شود و این مهم برای زنان ایرانی ، در مقابل دیگر نقشهای آنان همچون نقش فرزندی و همسری از گذشته تا کنون اهمیت فوق العاده ای داشته است . از همین رو به دلیل پیشینه ی پررنگی که در فرهنگ ما وجود دارد ، مادر ، امروز به یک مفهوم مقدس تبدیل شده است . با نگاهی به آثار سینمای جهان در خواهیم یافت كه به مفهوم مادر در بسیاری از آنها پرداخته شده و در این میان هیچ گونه ی سینمایی و یا قواعد دست و پا گیر نتوانسته است مانع حضور و پرورش این واژه پرمعنا در این آثار گردد. سینمای ایران هم به عنوان یکی از نهادهای ارتباطی و رسانه ای سعی در بازنمایی این نقش در سازه های خود داشته است و تا کنون فیلمهای زیادی با محوریت نقش مادر و نقش حاشیه ای آن تولید شده است .

هدف ما در این مقاله ، شناخت نحوه بازنمایی این نقش در فیلمهای سینمایی "مادر" ، "مهر مادری" و "میم مثل مادر" است که با محوریت نقش مادر ساخته شده اند و سئوال اصلی مطرح شده ای ناست که : تصویری که از مادر در هر یک از فیلم ها ارائه شده ، متکی به چه عناصری است و تجلی چه معیارهایی در این فیلمها ، عرضه کننده نقش مادر نمونه در جامعه ایرانی است ؟ و در نهایت به بحث در باب این موضوع خواهیم پرداخت که تصویر عرضه شده ، تا چه حد برگرفته از شخصیت های قالبی ، تصورات کلیشه ای و ساده انگاری است و یا نحوه پرداخت این نقش ، چقدر متفاوت ، برجسته ، اصیل و ناب است ؟

فیلمهای منتخب ، محصول سه دهه 60 ، 70 و 80 سینمای ایران است . فاصله زمانی تولید فیلمها ، این امکان را فراهم می کند که به تحولات و تغییرات ایجاد شده در این مفهوم طی سه دوره پرداخته شود و در واقع نقش مادر سنتی و مادر امروزی ، عناصر شکل دهنده و منعکس کننده این شخصیتها به خوبی شناخته شده و شباهتها و تفاوتهای این دو نسل از مادران، روشن شود. برای بدست آوردن شناخت همه جانبه به عوامل منبعث از این رخداد نیز ، همچون پررنگ شدن نقش اجتماعی مادران و تحصیلات و اشتغال آنان ، که در تشخیص ویژگیهای این دو نسل اهمیت پیدا می کند ، توجه کافی شده است .

به این ترتیب تلاش می شود درروند این مقاله ، به کشف این موضوع پرداخت که : هر یک از این فیلمها ، به ارائه چه تصویری از مادر پرداخته اند ؟ این بازنمایی ها در چه نقاطی مشترک هستند و چه تفاوتهایی دارند . و بر این اساس سینمای ایران چه تعریفی از مادر ایرانی به مخاطب خود عرضه داشته است ؟

 

"روش"

برای فهم بهتر متن رسانه ای از روش های متعددی برای ادراک و تحقیق استفاده می شود . روش منتخب در این کار برای دستیابی پاسخ صحیح به سئوال مطرح شده ،  استفاده از فلسفه رسانه و تصویر شناسی و معنا شناسی است . فلسفه رسانه با یافتن زبان تولید در هر رسانه ای به کشف معنای موجود در پیام منتقل شده می پردازد و بدون داشتن پایگاه نظری خاص و دیدگاه ایدئولوژیک مشخص ، به دنبال ساختار شکنی فهم است . این روش ، این امکان را فراهم می کند که تمام ابعاد متن رسانه ای ، لایه های ظاهری و زیرین آن و تمامی حس و معنای منتقل شده توسط پیام ، به خوبی درک شده و مورد بحث قرار گیرد . فلسفه رسانه با منطق عامیانه و فرهنگ رایج از نگاه عموم مخاطبین ، با توجه به تمام لایه های متن ، جستجو گر وجه مشترک تولید کننده و دریافت کننده پیام ، یعنی "معنا" ست . (عاملی،1385)

برای فهم تصویر بازنمایی شده از مادر ، در سه فیلم عنوان شده ، با رویکرد فلسفه رسانه به  تصویر شناسی و تولید معنا پرداخته و بدون داشتن بدون داشتن نگاه نظری خاص ، از این طریق به تمام ارکان فیلم که باعث تولید معنا شده اند توجه می کنیم ، و سپس به بیان و مقایسه تصاویر ارائه شده از نقش مادردر هر یک از فیلمها، خواهیم پرداخت . در واقع با استفاده از تئوری مرگ مولف و بدون داشتن سوگیری پارادایمیک ، با توجه به فرهنگ جاری در متن جامعه ، فیلم را برگرفته از این فرهنگ و منتقل کننده ویژگیهای این جامعه دانستیم و به این ترتیب ، تصویر ارائه شده از مادر را مخدوش یا واقعی به نقد کشیدیم . در این کار درباره عناصری که با نقش مادر در این فیلمها عجین شده اند ، معنایی که از هر یک توسط مخاطب ادراک می شود و میزان توهمی و واقعی بودن این عناصر بحث خواهیم کرد .

به این ترتیب به درک تعریف جامعی از مادر در جامعه ایرانی نایل خواهیم شد .

 

                                         "مادر"

 

                                      

خلاصه فیلم :

سارا ، مادر کهنسالی است که همسرش سالها پیش فوت کرده و اکنون در خانه سالمندان زندگی می کند . او پنج فرزند دارد که میان آنها بسیار فاصله افتاده است . وقتی هم اتاقی اش می میرد ، احساس می کند روزهای آخر عمرش فرا رسیده و تصمیم می گیرد در این روزهای آخر در خانه قدیمی اش در کنار فرزندانش باشد و دوباره آنها را دور هم ببیند . از همین رو به آنها خبر می دهد تا در خانه قدیمی ، گرد هم آیند . فرزند بزرگش محمد ابراهیم ، فرد قصی القلبی است که خواهر و برادرانش را مورد آزار و اذ یت قرار می دهد . پسر دیگرش غلامرضا دچار عقب ماندگی ذهنی است و در آسایشگاه زندگی می کند. ماه منیر،دختربزرگش دچار اختلالات روانی بوده و به تنهایی در ویلایش ، خارج از تهران زندگی می کند . جلال الدین ، پسر کوچک مادر است که فرد فاضل و فرهنگ دوستی است و دختر کوچک ، ماه طلعت است که دو فرزند دارد و فرزند سومش را بارداراست.وجمال، نا پسری اوست که از جنوب به تهران آمده . طی چند روزی که در خانه پدری دور هم جمع بودند ، خواهر و برادرها ، بسیار به یکدیگر نزدیک شده ، یکدیگر را شناختند و کدورت ها را کنار گذاشتند . مادر که گویی زمان مرگش به او الهام شده بود ، پس از گذشت این چند روز و فراهم شدن همه چیز برای مرگش ، جان به جان آفرین تسلیم کرد . (عظیمی 1385)

 

"تصویر شناسی"

مادر ، فیلمی است سرشار از نشانه و تصاویر پر معنا که در هر پلان ، چینش اجسام ، نورها و حالات افراد و دیالوگهای آنان ، مبتنی بر هدف ودقیق است . و فیلم دائما در حال انتقال حس و عاطفه به مخاطب است . تفاوت در ویژگیهای شخصیتی افراد و نقشها و عمیق بودن معانی مطرح شده در فیلم ، باعث جذاب تر شدن تصویر عرضه شده و راز ماندگاری آن است .

مادر در این فیلم ، فردی مقدس و متعالی تعریف شده که دارای روح پاک و معصومیت الهی است. تصویر مادر در چهره پیرزن کهنسال و نورانی متجلی شده است که نه تنها از کار افتاده نیست ، بلکه قدرت و صلابت و مدیریت در اعمال و نگاهش موج می زند . مادر ، قلب تپنده خانواده و عنصر ربط دهنده هر یک از اعضای خانواده به یکدیگر است . حوضی که در حیاط خانه دیده می شود و افراد گرد آن می نشینند ، به شکل قلب است و مادر در نقطه ی شمالی و مرکزی آن می نشیند . این قلب ، نماد مادری است که باعث می شود عناصر جدا مانده بار دیگر به یکدیگر نزدیک شده و خلوص و پاکی دوران کودکی خویش را در کنار وجود پاک و بی آلایش او، دوباره تجربه کنند . و گرمی و صمیمیت و همدلی از حضور اوست که ساطع می شود . مادر مدیری است که تا آخرین لحظات همه مطیع فرمانهایش هستند و حتی محمد ابراهیم فرزند ارشد و زورگوی خانواده ، در مقابل امر مادر ، حق نافرمانی ندارد.

"مادر" با تمام قدرت به مبارزه با تصورات کلیشه ای و نقشهای قالبی ارائه شده از نقش مادر می پردازد و با نشان دادن تصویر برجسته و عمیق از این نقش ، آن را دلچسب و ماندگار می کند . به عنوان مثال ، در ابتدای فیلم ، محمد ابراهیم که شخصیتی منفی ، نزد مخاطب است با بیان این جمله که "بهشت زیر پای مادران است" ، آنرا بی ارزش و تکراری و بدون معنای عمیق مطرح می کند و در مقابل با نشان دادن معنای این جمله در قالب تصویر بدون کلام ارزش آن را و حقیقت این جمله را برای بیننده به شکلی ملموس و منحصر به فرد ، به تصویر می کشد . در صحنه آخر فیلم که برقها رفت و همه جا تاریک شد ، مادر در حالی نشان داده می شود که با فانوسی در دست ، پله های تاریک را به سمت بالا طی می کند و به این ترتیب ، عروج مادر به مراتب بالا و صعود بی شرط او ، به شکل جذاب و فوق العاده ای ، نمایش داده می شود .

 و به این ترتیب به نفی تمام تصورات کلیشه ای از مادر پرداخته و با ارائه این تصویر ناب ، قدر و مرتبه این کلام (بهشت زیر پای مادران است) را به اثبات می رساند . (قطبی زاده 1385)

تجلی شخصیت مادر در این فیلم با صفات و ویژگیهایی عجین شده و این خصلت ها با نمادها و تصاویری نشان داده شده که به مهمترین آنها اشاره کوتاهی خواهیم داشت .

پاکی و صداقت : این معنا در فیلم ، پس زمینه ی تمامی ویژگیهایی است که به مادر نسبت داده می شود و به وضوح در اکثر صحنه ها از ابتدا تا انتها ، نمایان است. آگاهی و الهام مادراز زمان مرگش اساسی ترین نماد پاکی اوست که موضوع  فیلم بر اساس آن شکل گرفته وادامه پیدا می کند. پیش از ورود مادر به خانه همه چیز تمیز و پاک می شود. سپیدی مو و لباس مادر و سپیدی لباس افراد هنگام حضور او در خانه و سیاه پوش شدن آنان پس از مرگ او نماد این پاکی است . پنبه هایی که معلق در فضای خانه هستند ، گواه از پاکی هستند که با وجود مادر در فضا موج می زند . 

صبر و شکیبایی : صبر و شکیبایی عنصری است که شخصیت مادر فیلم با آن عجین شده است . مادر فیلم ، در زمان جوانی به دلیل به زندان افتادن و تبعید همسرش ، سرپرستی خانواده را به دوش کشیده و در این امر شکیبایی فراوان به خرج می دهد . مادر این فیلم دارای فرزند عقب مانده ایست که برای نگهداری او صبر و حوصله زیادی به خرج داده و حتی در دوران کهنسالی که اکثر افراد توانایی تحمل ندارند ، در مقابل رفتارهای محمد ابراهیم  و آزار و اذیتهایش ، صبر و حوصله نشان می دهد .

قدرت ومدیریت : سومین ویژگی پر اهمیتی که به مادران ایرانی نسبت داده شده است ، قدرت و صلابت بدون شرط آنان است . مادر قبل از مرگش همه چیز را آماده می کند و هنوز با سن بالایی که دارد ، سر رشته تمام امور را در دست دارد . او از روز قبل ، غذا ، وسایل مورد نیاز حلوا و حتی لباس فرزندانش را (مثل دوران کودکی) محیا می کند . و حتی نوع رفتار فرزندانش را تعیین می کند و توصیه های جدی در این زمینه به آنان دارد مثلا : "وقت شام گریه نکنید"، "حلوا خیلی پر روغن نباشد" نکته مهم و قابل توجه در این زمینه ، نوع قدرت مادر است . مادر سنتی نشان داده شده در فیلم ، نیازی به حرف زدن ندارد و با نگاه و عمل خود، امر ، نهی و سرزنش می کند. در یکی از صحنه ها ، مادر با ایستادن بالای سفره دیگران را به نشستن سر سفره امر می کند .

                                                                

به این ترتیب فیلم مادر، شخصیت نمونه[1] ای را از تعریف مادر ارائه می کند ، نه شخصیت قالبی! مادر این فیلم ، مادر سنتی دهه 60 است و تصویری آشنا برای مخاطب دوران خود . مادر نونه ای که ویژگی اصلی و صفت بارز او کدبانوگری است و درهیچ زمانی اجازه نمی دهد فرزندانش کمبودی احساس کنند . مدیر بودن مادر دیگر خصلتی است که از کلیشه ای شدن این نقش جلوگیری می کند . تصویر مادر مهربان و با گذشت تصویر تکراری از مادر است که بر خلاف تصور، در این فیلم دیده نمی شود و بر جذابیت نقش می افزاید . نکته مهم دیگر که به شکل زیبا در فیلم به نمایش گذاشته شده ، رابطه مادر با ناپسری خود است . این موضوع نقطه عطفی برای فهم عمق معنای منتقل شده در فیلم است . نقش مادر ، و وسعت وبزرگی این کلام، درنفس نسبتی است که به افراد داده می شود ، نه حقیقت وجودی آن . شخصیت مادر فیلم ، با وجود جمال ، نا پسری او تکمیل می شود و مخاطب به عظمت مفهوم مادر پی می برد .

 

                                      "مهر مادری"

 

                                  [ Music Image ]

خلاصه فیلم :

 مینا ، مدد کار کانون اصلاح و تربیت و مامور تشکیل کلاسهای آموزشی برای بچه ها می باشد. او دختر هفت-هشت ساله ای دارد و همسرش در یک درگیری خیابانی ، کشته شده است . مهدی ، یازده ساله ، بزهکار یکی از کلاسهاست. او که باور ندارد مادرش مرده ، با تصویری خیالی که از روزنامه ای به دست دارد ، قصد یافتن مادرش را دارد . مهدی با دیدن مینا ، او را مادر خود می پندارد و برای رسیدن به این مادر خیالی ، از کانون فرار می کند و با آدرسی که از پرونده مینا پیدا کرده ، به سراغش می رود . مینا که نمی تواند در برابر اصرار و لجاجت مهدی دوام بیاورد ، او را به خانه خود راه می دهد . مهدی خیلی زود ، خود را عضوی از آن خانه می داند و مبنا را مامان و دخترش را خواهر خود خطاب می کند . تلاش های مینا برای بازگرداندن مهدی به کانون ، بی نتیجه مانده و او مجبور می شود با فریب ، مهدی را به خانه کشانده و با خبر دادن به ماموران ، او را به کانون باز می گرداند . اما فردای آن روز که مینا به محل کارش (کانون) می رود متوجه می شود که مهدی از کانون فرار کرده و به دلیل عدم اعتماد او به مادر خیالی ، انتظار مینا برای بازگشت مهدی به سوی او بی نتیجه می ماند .

 

"تصویر شناسی"

فیلم "مهر مهادری" ، بر خلاف فیلم مادر ، فاقد نشانه های بسیار فراوان است . این فیلم ، داستان مادری را بیان می کند ، که تجربه معلمی خود را با تجربه مادری آمیخته و احساسات پررنگ او و حساسیت شغلش ، باعث به دردسر افتادنش می شود. مادر این فیلم ، مادری تنها و بی پناه است که حتی دفاع پسرک یازده ساله ای از او مایه ی رضایت و آرامشش است . در "مهر مادری" نقش مادر حقیقی و مادر غیر حقیقی به خوبی نشان داده می شود و حس و عاطف مادرانه را منحصر به فرزندانی که از او متولد می شوند ، نمی داند . بلکه این حس را متعلق به تمام زنانی می داند که خواهان تجربه مادر بودن هستند . ویژگی غالب شخصیت اول فیلم ، مهر و عاطفه شدید مادرانه او نسبت به تمام کودکان بزهکاری است که به دلیل فقر محبت به اینجا کشیده شده اند و او ریشه بزهکاری آنان را در خلا محبت و عاطفه می داند . این فیلم با روایت داستان رئال و واقعی در قالب یک فیلم عامه پسند ، آنرا برای عموم تماشاگران ، نقل می کند . این فیلم به دلیل مطرح کردن مشکلات کودکان بزهکار و خلوص و پاکی برخی از آنان و نیاز آنان به محبت بی دریغ مادرانه هدف خود را این قشر از افراد می داند نه مادران. البته از آنجاییکه نقش مادر در این فیلم پررنگ و قابل اهمیت است و نوع پرداخت فیلم متمایز از دو فیلم دیگر است، استناد به آن را در بازنمایی مفهوم مادر، مفید فایده دانستیم . چرا که نقش مادری در این فیلم در مقابل فرزند واقعی یک مادر ارائه نشده بلکه در مقابل کودکی عرضه شده که از مادر دیگری زاده شده است . واز این لحاظ متفاوت و منحصر به فرد است .

نقش مادر در این فیلم با صفات و ویژگیهایی همراه شده است که به ذکر چند مورد از آنها می پردازیم .

مهر و محبت : مادراین فیلم ، با ویژگی بارز مهر و محبت مادرانه وارد کانون شده و به کودکان بزهکار آموزش می دهد . او ریشه اصلی تمام مشکلات را در عدم وجود محبت در خانواده این کودکان می داند و سعی می کند با مهربانی کردن به آنان ، این کمبود را در مقطعی جبران کرده و با تاثیری که برآنها می گذارد ، باعث اصلاحشان شود . نمونه ای از این عشق ، هنگامی است که ماموران برای بردن مهدی به خانه می آیند و او که تحمل دیدن این صحنه را ندارد به اتاق دیگری رفته و شروع به گریستن می کند .

نگرانی : یکی از ویژگیهای مادران ایرانی ، نگرانی همیشگی آنان است . این خصلت هم در شخصیت مادر داستان بروز پیدا می کند . نگرانی این نقش ، هنگام گم شدن آهو(دخترش) ، به خوبی نشان داده می شود. همچنین در انتهای فیلم که مهدی گم می شود ، نگرانی در چهره و اعمالش کاملا مشهود است. نگرانی برای کودکی که نسبت به او احساس مادرانه دارد .

 

 

                                     "میم مثل مادر"     

 

 

ميم مثل مادر | سينماي ايران
( عكس : حبيب مجيدي )

 

 

 

خلاصه فیلم :

سهیل یک دیپلمات و سپیده یک ویولونیست ، در انتظار تولد اولین فرزندشان هستند . سونوگرافی نشان می دهد که به علت شیمیایی شدن سپیده در زمان جنگ ، نوزاد با نقص سیستم تنفسی و اعضای حرکتی به دنیا خواهد آمد . سهیل که موقعیت و اعتبار کاری خود را در خطر می بیند ، سعی می کند که سپیده را به سقط جنین راضی کند . سپیده با وجود اینکه دلش رضایت نمی دهد ، ظاهرا می پذیرد اما در مطب دکتر در آخرین لحظات انصراف داده و فرار می کند. سهیل این بار سعی می کند با آمپول سقط جنین او را مجبور به این کار کند . تزریق آمپول ، منجر به به دنیا آمدن نوزاد نارسی می شود که اتفاقا زنده می ماند. سهیل از سپیده می خواهد بین نوزادش و طلاق یکی را انتخاب کند و در نهایت از هم جدا می شوند . پس از سالها سعید ،همان نوزاد ناقص ، پسر کوچکی شده که با وجود نقص تنفسی و حرکتی، مستقل و فعال است و البته هنر مادرش را هم به ارث برده است . این بار سهیل که تمام دنیا را گشته و آرام نگرفته ، دوباره به سراغ همسر سابقش می آید ، اما با دیدن وضع سعید ، باز هم پیشنهاد گذاشتن او در آسایشگاه را می دهد تا زندگی بی دغدغه ای داشته باشند. سپیده مخالفت می کند و سعید وقتی می فهمد پدرش به چه دلیل آنها را ترک کرده ، دچار بحران روحی می شود. سپیده هم که آثار شیمیایی شدن را از گذشته به همراه دارد ،دچار عوارض شدیدی شده و به بستر بیماری می افتد ؛ در حالیکه کنسرت بزرگ سعید و بچه های معلول آسایشگاه ، باید سر وقت برگزار شود ، سعید به آرزوی شفای مادرش همراه دیگر بچه ها کنسرت را به خوبی برگزار میکند و سهیل هم که به تردید چند ساله اش غلبه کرده ، در کنسرت شرکت می کند و وجود پسرش را با همان وضعیت به رسمیت می شناسد و... سپیده   هم به پایانش می رسد. (عظیمی،1385) 

 

 

"تصویر شناسی"

 

"میم مثل مادر" ، با صحنه نوازندگی قطعه ای کلاسیک توسط مادر داستان آغاز می شود .  پس زمینه سیاه ، موسیقی آرام و غمناک و تنهایی و چهره محزون سپیده در این تصویر، نشانه روند کلی داستان است و غم و تنهایی که در جریان فیلم موج می زند . مادر فیلم ، زنی هنر مند ، بسیار جوان ، شاداب و معصوم است که به همسرش عشق می ورزد . در کنار این مادر جوان ، مادر میانسال سپیده نیز نشان داده می شود. و به این ترتیب فیلم بیانگر دو نسل از مادران است . همسر سپیده ، دیپلمات وزارت خارجه و بر خلاف ظاهرش ، عاشق تجمل و زرق وبرق است. تابلو فرشی از چهره او نماد این تجمل پرستی است . وی فردی سود جوست که با عقل معاش زندگی می کند. این خصلت او در دیالوگی که می گوید :"دیه اش را کنار گذاشتم" نشان داده می شود. سهیل ، دارای اعتقادات خشک و عجیبی است ، با هنر همسرش و پیشرفت او مخالف است ، ازبوی عطر زنانه خارجی خوشش نمی آید و مجسمه ها را بر می گرداند. سپیده بسیار مهربان و عاشق همسرش است . تا جاییکه در ابتدا برای سقط جنین با وی همنوا شده ، و به مطب دکتر مراجعه می کند اما هنگامی که احساسات مادرانه را لمس می کند ، این حس به تمام تعلقاتش خط بطلان کشیده و خط مشی زندگی اش را تغییر می دهد و راه پر مشقتی را برای تمام زندگی اش انتخاب می کند . مهربانی مادرانه سپیده در تمام فیلم نمایان است. او هنگام سقط بچه مدام این سئوال را تکرار می کند که : "درد رو احساس نمی کنه ؟" و با این دیالوگ ظرافت روحش را نشان می دهد .

"میم مثل مادر" تصویری از یک مادر کامل با تمام ابعاد وجودی اش ، بدون توهم و اغراق است . مهربانی و عشق مادرانه در رابطه سعید و سپیده به تنهایی به تصویر کشیده نشده و خشونت و عصبانیت مادرانه نیز مکمل این شخصیت واقعی است . مادری که نه تنها نقش مادری خودرا بی کم و کاست ایفا می کند ، بلکه برای مادرش نیز فرزند نمونه ایست . "میم مثل مادر" با نمایش تصویر واقعی و سنگینی بار عاطفی و غمی که به مخاطب خود تحمیل می کند ، با به تصویر کشیدن حوادث دردناک و پر تاثیرش ، مخاطب را مجذوب و محصور می کند . عظمت وجودی مادر دراین فیلم ، خلوص و عمق و پررنگی هر یک از احساسات مادرانه مثل خستگی ، از خود گذشتگی ، عشق و صبر به زیبایی تصویر شده و مخاطب را به تفکر و تامل وامی دارد .

شخصیت مادر در این فیلم با ویژگیها و خصایصی در هم آمیخته و بازنمایی می شود که به ذکر برخی از مهمترین این ویژگیها با استناد به صحنه ها و دیالوگهای فیلم می پردازیم .

عشق و علاقه : سپیده ، معرف عشق بی حد و حصر مادران ایرانی و سمبل این محبت لا یزال است . علاقه مادرانه در این فیلم ، بیش از هر صفت دیگری ، نشان داده می شود . این علاقه منجر به تجربه زندگی سخت و پر دردسری برای او می شود . او فرزند معلولش را به داشتن یک زندگی آرام و بی دغدغه با کسی که بسیار دوستش می داشت ، ترجیح داد وعشق و علاقه مادرانه در برابر عشق به همسرش پیروز شد. او با قدرت این عشق بر تمام مشکلات غلبه کرد .

فداکاری و از خود گذشتگی : یکی دیگر از مهمترین خصائص مادرانه که در فیلم نشان داده شده ، فداکاری است .سپیده از مادرش پرستاری می کند ، به فرزند معلولش می رسد ، کار می کند و خودش را در جریان مشکلات از یاد برده است . صحنه ای که سپیده و سعید هر دو حال وخیمی دارند و مادر آمپول را به سعید تزریق می کند ، اوج تجلی این فداکاری است .

صبر و حوصله : مادران ایرانی ، علی الخصوص کسانی که فرزند معلول دارند ، مهمترین صفتشان صبر و شکیبایی است . سپیده در این فیلم نماد صبر و استقامت است ، هنگام درد کشیدن ناشی از آمپول سقط جنین ، صبر در مقابل مشکلاتی که برایش پیش آمده ، پرستاری از مادر بیماری که روز به روز حالش وخیم تر می شود و نگهداری از فرزند ناتوانی که توان او را سلب کرده ، همگی نشانه صبر بی پایان اوست .  

عصبانیت مادرانه: عصبانیتی که گاه در چهره سپیده نقش می بست ، نشان از واقع نمایی تصویر ارائه شده از مادر دارد . نشان دادن مادری که هیچگاه عصبانی نمی شود و همیشه آرام و مهربان است ، برای بیننده ملموس و باور پذیر نیست . اوج این عصبانیت به بهترین نحو در صحنه حمام کردن سعید منعکس شده و با واقع نمایی ، مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهد .

 

میم مثل مادر، مادری را به تصویر می کشد از جامعه امروز ، زنی فعال ، اجتماعی ، هنرمند و با احساس که قربانی ناخواسته جنگی تحمیلی و بی وفایی مردی انتخاب شده است. سپیده مادری است که مادر شدن را به قیمت از دست دادن بسیاری از متعلقاتش و تحمل مشقتها و سختیهای فراوان می خرد . و به این نقش جدید عشق ورزیده و زندگی جدیدی را بر مبنای اصول مادر بودن بنا می کند . تصویر عرضه شده از مادر و مفهوم درک شده از آن واقعی و ملموس و نه کلیشه ای و تکراری است . غم و شادی ، صبر و عصبانیت ، عشق و نفرت ، در تار وپود این شخصیت تنیده شده و آن را بیش از پیش جذاب نشان می دهد . مادر این فیلم ، خیلی اغراق آمیز بی توجه به نیازهای خود نیست از آنجا که پیشنهاد ازدواج رئیسش را رد نمی کند. تمام ویژگیهای عنوان شده به شکل گرفتن این شخصیت واقعی ونمونه کمک کرده و مانع از شکل گیری شخصیتی کلیشه ای می شود.

گرچه هدف ما در این بحث ، بازنمایی نقش مادر است اما اشاره به نقش پدر در این فیلم ضرورتی غیر قابل انکار است ."میم مثل مادر" خواسته یا نا خواسته به تخریب نقش پدر ، دست زده و مهر مادر و بغض پدر را تواما نشان داده است . پدر فیلم ، اگر چه درابتدا عاقلانه و منطقی تصمیم به سقط جنین می گیرد ، اما پس از تولد زود هنگام نوزاد و زنده ماندنش ، با بی رحمی ، همسر و فرزندش را ترک گفته و موقعیت شغلی و زندگی آرام و بی دغدغه اش را به خطر نمی اندازد. حتی پس از سالها که نزد آنان بازمی گردد با دیدن فرزندش نه تنها به او محبت نمی کند بلکه دوباره پیشنهاد آسایشگاه را تکرار می کند. و تنها در صحنه آخر فیلم برای دیدن هنر نمایی فرزندش به کنسرت بچه های آسایشگاه می رود . این تصویر تا حدی توهمی و اغراق شده است .

 

نتیجه :

در نتیجه بررسی انجام شده به بازنمایی مفهوم مادر در سه فیلم مادر ، مهر مادری و میم مثل مادر پرداختیم . با نگاه فلسفه رسانه و با توجه به تمام ابعاد یک متن رسانه ای ، از طریق تصویر شناسی به معنایی که فیلم به شکل نهفته و آشکار درباره مفهوم مادر تولید می کند و به میزان حقیقی بودن یا توهمی بودن این مفاهیم توجه کردیم . هر فیلم با یک نگاه ، یکی از خصایص مادر را برجسته کرده و بر پایه ی آن دیگر ویژگیها را به مادر نسبت می دهد . "مادر" شخصیت یک مادر سنتی را نشان می دهد که مهمترین خصلت او مدیریت و اقتدار نهفته در شخصیتش است. افتخار این مادر کهنسال که نماد مادران نسل قبل است ، کدبانوگری است . در فیلم "مهرمادری" همانطور که از عنوان فیلم بر می آید ، عشق و محبت ، رکن اساسی شخصیت مادر تلقی شده و مادر در دو شکل مادر حقیقی و خیالی ، نشان داده شده است . "میم مثل مادر" مادر را تجلی گر فداکاری واز خود گذشتگی می داند و عشق و ایثار را با حس قوی به مخاطب منتقل می کند .

با توجه به این تعاریف می توان تغییرات ایجاد شده در نقش مادر را ، در مقایسه فیلم اول با فیلم دوم و سوم به خوبی دریافت . مادر سنتی که در فیلم مادر نشان داده شده ، عرصه فعالیتش به درون خانه ختم می شود . حتی کارکردن او با چرخ خیاطی ، در خانه صورت می گیرد . اما مادر امروزی که دردو فیلم بعد نشان داده می شود ، یک فعال اجتماعی است ، کار می کند و بار مسئولیت و سرپرستی خانواده را به دوش می کشد. نکته مهم وقابل توجه در تمام فیلمها ، حذف نقش پدر است . در واقع برای پررنگ تر شدن این نقش ، بار مسئولیت پدر هم به عهده مادر گذاشته می شود. در مواقعی مانند میم مثل مادر حتی شخصیت پدر له شده و منفور و زشت به تصویر کشیده می شود . عنصر مشترک تمام فیلمها در بازنمایی نقش مادر ، خصلت صبر و شکیبایی ، عشق و علاقه و توان و اراده است که باعث می شود ، شخصیت همه مادران موجود در فیلمها با تکیه بر این ویژگیها پرداخته شوند . مادر ایرانی اسوه عشق ، اعتبار ، صبر ، پاکی و ایثار است که سینمای ایران با به تصویر کشیدن این صفات ، دین خود را به تمام مادران این سرزمین ادا کرده است .

 

 

 

 

منابع :

 

-         توسلی ، هما ، می خواهم رو سفید باشم (آبان 1385)، مجله فیلم ، شماره 353 (مصاحبه)

-         عصرآزاد ، سحر، شخصیتهای قالبی یا نمونه ، (آبان 1385) ، مجله فیلم نگار، شماره 50

-         عظیمی ، شاپور ، ف مثل فیلمنامه ، (آبان 1385)، مجله فیلم نگار، شماره 50

-         قطبی زاده، سعید، میم مثل مرثیه، (آبان 1385) مجله فیلم، شماره353

-         مهرابی، مسعود، میم مثل ملاقلی پور، (آبان1385)، مجله فیلم، شماره353 (مصاحبه)

-         عاملی ، جزوه درس فلسفه رسانه های جمعی ، نیمسال اول سال تحصیلی  86-85



" شخصیت نمونه بیانگر این نیست که همه اعضای یک گروه خاص،وجه مشترک واحدی دارند، ولی شخصیت قالبی این کار را می کند" (عصر آزاد1385). [1]

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 21:25 توسط ریحانه رئوفی فرد |

 “net 2.0”               بازتاب سردرگمی انسان در دنیای مدرن  

 

                      

 

فیلم" شبکه 2 " محصول سال 2006 امریکاست . کارگردان فیلم "چارلز وینکلر" است که پدرش سازنده اولین شبکه بوده است . نویسنده داستان فیلم "راب کاون" است . فیلم درژانر اکشن ، هیجانی و پلیسی قرار دارد . موسیقی فیلم که توسط "استفان اندلمن" ساخته شده ، ترکیبی از موسیقی محلی و سنتی ترکیه و موسیقی غربی است . هنرپیشه های فیلم هم از میان بازیگران امریکا یی و ترک انتخاب شده اند . زمان فیلم ، زمان معاصر جامعه امریکا و ترکیه است . مکان فیلم هم به جز صحنه ی اول فیلم که دریکی از ایالتهای امریکا (سانتا مونیکا) است ، در ترکیه فیلمبرداری شده است . لوکیشن فیلم هم بیشتر در فضاهای باز ، در خیابانها و مناطق و بناهای تاریخی ترکیه (مثل مسجد ایا صوفیا) است . در صحنه های مختلف نمایی از سنت ، تاریخ و مذهب مردم ترکیه و مسلمانان نشان داده می شود . بخش اصلی داستان از سفر هوپ به ترکیه آغاز شده و با بازگشت او به امریکا ، خاتمه پیدا می کند وفیلم داستان یک سفر را روایت می کند سفری که با ناشناخته های بسیاری همراه است و پر از حادثه است .

              

 

 

"خلاصه فیلم"

"هوپ کسدی" دختر فعال و پر انرژی امریکایی که در امور کامپیوتری تبهر و تخصص دارد تصمیم می گیرد طی یک پیشنهاد کاری از ترکیه ، به استامبول سفر کند . وی از ابتدای سفر شاهد وقایع عجیب و غیر معمولی است پ پس از گذشتن تقریبا یک روز متوجه می شود که هویتش دزدیده شده و وی به اتهام دزدیدن 14 میلیون دلار پول و دو قتل تحت تعقیب پلیس است . هوپ با توجه به شخصیت قوی و روح مبارزه طلبی که دارد ، امیدش را از دست نداده و برای اثبات هویتش و دروغ بودن اتهاماتی که به او وارد شده  تلاش و مبارزه می کند . در نهایت متوجه می شود که تمام اتفاقاتی که برای او افتاده از پیش تعیین شده بوده و تمام اطرافیان او حتی نامزدش در این جریان نقش داشته اند . هوپ با اثبات بی گناهی خود با اسم و فامیل جدیدی به امریکا بازمی گردد .

 

"کاراکتر های اصلی فیلم"

Nikki Deloach
"هوپ کسدی" شخصیت اصلی فیلم است که نقش آن را "نیکی دلاچ" امریکایی بازی می کند . وی در سال 1979  در جرجیا ی امریکا به دنیا آمد و تا کنون در بسیاری از سریالها و فیلمهای سینمایی ایفای نقش کرده است . وی چهره ی کاملا غربی دارد با چشمهای آبی و موهای بلوند در این فیلم به خوبی نماد دختر غربی امروزی را بازی می کند. شخصیت او بیانگرفردی پر از   هیجان و شور و نشاط است که فوق العاده کنجکاو به نظر می رسد . همانطور که از اسم او بر می آید به آینده امید دارد ، در سخت ترین شرایط می خندد و انرژی مثبت را به بیننده منتقل می کند .

 

Neil Hopkins (I)
"جیمز" نقش مقابل هوپ است که در فیلم نامزد اوست . نقش جیمز را " نیل هاپکینز" بازی می کند وی در سال 1977 در ایالت نیو جرسی امریکا به دنیا آمد و از سال 2002 شروع به فعالیت کرده است . او نیز دارای چهره ای کاملا غربی است . جیمز شخصیتی دو گانه دارد در دو بخش ابتدایی و انتهایی فیلم دو نوع جهره ی متفاوت از او نشان داده می شود . در ابتدای فیلم نا مهربان و در آخر فیلم خائن و ریاکار شناخته می شود و در کل شخصیت مثبتی ندارد.

"دکتر کاواک" که دکتر روانشناسی است که از هوپ بازجویی می کند یکی دیگر از شخصیتهای منفی داستان است که نقش او را "دمت آکبگ" بازی می کند . او دارای جهره ای سرد و خشن است که هویتش در انتهای فیلم روشن می شود که او همدست جیمز در چیدن این توطئه بوده است.

"افسر پلیس" دو افسر پلیس در ارتباط با هوپ نشان داده می شوند که هر کدام از آنها با جهره ای مبدل ارتباط خود را با وی آغاز می کنند . اول پلیسی است که در لباس مهماندار هواپیما با هوپ آشنا شده و طرح رفاقت با او را می ریزد و دوم مردی که به ظاهر راننده تاکسی است و با رفتارهای مشکوکش باعث برانگیختن ظن و تردید در مخاطب می شود . هر دوی این افراد چهره ی کاملا شرقی و بومی دارند و مهربان و کمک کننده به نظر می رسند .    

 

"کلید واژه ها"

یکی از مهمترین کلید واژه های فیلم که به آن تاکید زیادی شد نام "امید(هوپ) کسدی" است . این نام از دو جهت اهمیت زیادی دارد. اول اینکه اسم امید بار معنایی خاصی را منتقل می کند که با شخصیت داستان هماهنگی بسیار دارد ، امید فردی با انگیزه ، مثبت اندیش ، فعال و پر امید است که چهره ی خندانی دارد و با اتفاقات و حوادث با آرامش و عاقلانه برخورد می کند . او دربدترین شراط نا امید نمی شود و همیشه لبخند بر لب دارد . اما از سوی دیگر کاربرد فراوان کلمه ی "امید کسدی"  معنای دیگری را نیز به ذهن متبادر می کند و آن هویت است . انچه که فیلم بر آن تاکید می کند به مخاطره افتادن مفهوم هویت است .

 

"نظر نهایی"

برای بررسی فیلم می توانیم از روش های متعددی بهره بگیریم . هر زاویه ی دید افقهای جدیدی را به معانی و مفاهیم نهفته در فیلم به روی ما خواهد گشود .

 “the Net 2”را می توان از رویکرد "روابط بین فرهنگی" بررسی کنیم . در این صورت آنچه اهمیت پیدا می کند ، تفاوتهای فرهنگی مذهبی میان شرق و غرب است که در فیلم برجسته شده است . امید کسی است که نقطه اتصال ما بین این دو فرهنگ است او یک دختر کاملا غربی است  (ار لحاظ ظاهر و رفتار) و به کشوری سفر می کند که هنوز از پوسته ی سنت شرقی خود بیرون نیامده . عوامل تضاد فرهنگی با نشان دادن مردم مسلمان ترکیه ، زنان محجبه ، مردان نماز خوان و جوانان کافه نشین پررنگ می شود . همچنین نشان دادن بناهای تاریخی ، مذهبی ترکیه ، مراسم سماع و به گوش رسیدن صدای اذان و موسیقی بومی از عوامل برجسته ی تفاوتهای فرهنگی است . حتی دو نوع چهره ی هنرپیشه های شرقی و غربی هم از عوامل این تقابل فرهنگی است .

 

علاوه بر این فیلم قابلیت بررسی بر اساس تئوری "آسیبهای اجتماعی" را هم دارد . فیلم به وضوح نشان دهنده ی آسیبهای اجتماعی جهان مدرن و مجازی است . انسانها در این دنیای جدید الوقوع نمی توانند به هیچ چیز و هیچ کس اعتماد کنند و امنیت خود را در حد بسیار وسیعی از دست می دهند و پول حرف اول را می زند . این عدم امنیت و اعتماد ریشه در جهان مجازی ای دارد که به تدریج خود را در تمام عرصه های زندگی حقیقی بشر هم نشان می دهد و ابعاد مادی و ملموس پیدا می کند . مثل خالی شدن حساب هوپ یا از دست دادن هویت واقعی و مجازی او و از دست دادن مدارک معتبر شناسایی اش .

از آسیبهای اجتماعی مطرح شده در فیلم همانطور که گفته شد ، از بین رفتن امنیت ، اعتماد و نشان دادن سردرگمی انسان مدرن و در نهایت تسلیم شدن او در برابر قدرت این جهان مجازی است . چنانچه امید کسدی در آخر فیلم هم نمی تواند هویت ربوده شده ی خود را به دست آورد و با اسم و فامیل جدیدی به زندگی خود ادامه می دهد . نبود صداقت در روابط میان فردی هم در نتیجه ی از بین رفتن اعتماد اتفاق می افتد . شناخت در این فضا ، امری پیچیده است که گاه دستیابی به آن غیر ممکن به نظر می رسد . در واقع یکی از مهمترین آسیبها که در فیلم هم به آن تاکید شده است ، دشواری رسیدن به شناخت کامل و حتی گاه شناخت محدود از افراد و امور است . امید حتی ازکسی که نامزد اوست و با وی قرار ازدواج دارد هم شناخت خیلی محدودی دارد و نمی داند که رابطه او برا ساس طرح قبلی و برای غرائض مادی بوده است . امید از علت مشکلاتی که برای او پیش آمده آگاهی ندارد و به همین دلیل دجار سر درگمی شده است . افراد در این جهان مجازی به دلیل عدم دسترسی به شناخت کامل و عدم وجود امنیت و اعتماد در بسیاری از موارد ناچار به ریسک کردن هستند .

+ نوشته شده در شنبه نهم دی 1385ساعت 20:4 توسط ریحانه رئوفی فرد |

 

با همکاری انجمن علمی مطالعات فضای مجازی  ٬مرکز مطالعات جهانی شدن موسسه امریکای شمالی و اروپا و دانشگاه تهران برگزار می شود :

 

همایش فضای تعاملی٬ جهانی-محلی و نهادهای مجازی

زمان : ۲۷ آذر ماه ۱۳۸۵

مکان : تهران ٬ پل گیشا ٬ دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران 

تالار ابن خلدون

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 20:1 توسط ریحانه رئوفی فرد |

خیلی دور خیلی نزدیک از چند نگاه ...

 

مطالعات رسانه ای یک رشته و قلمرو مطالعاتی است که می توان از زوایای مختلف به آن نگاه کرد . در این رشته روش های مختلف تحقیق به کار می رود . این روش ها در طول تاریخ ، سیر تحولی را پشت سر گذاشته اند . برای درک و فهم بهتر این روشها ، یک پیام رسانه ای را انتخاب کرده و آنرا از چهار روش مختلف تحقیق نگاه می کنیم و به بررسی این موضوع می پردازیم که در هر کدام از روشهای ذکر شده به چه موارد و نکاتی می پردازیم و چه چیزهایی را مد نظر قرار می دهیم . این چهار روش به ترتیب "روش تحقیق پوزیتویسم" ، "روش تحقیق تفسیری" ، "روش تحقیق انتقادی" و"روش تحقیق پسا مدرن" هستند که آن ها را در مورد فیلم خیلی درو خیلی نزدیک بررسی می کنیم .                                                                                                                              

 

خلاصه فیلم :

فیلم خیلی دور خیلی نزدیک ، یک فیلم معناگرا و نمادین است که داستان آن درباره زندگی دکتر عالم ، متخصص مغز و اعصاب است که خدا را فراموش کرده و مرگ را از خود دور می بیند و به دانش و قدرت پزشکی خود بسیار مغرور است . طی جریانی متوجه می شود پسرش دچار تومور مغزی شده و کاری از دست او بر نمی آید . او به دنبال پسرش به یکی از روستاهای خراسان در کویر می رود و در ادامه خودش درگیر مشکلاتی می شود که مرگ را بسیار نزدیک به خود احساس می کند .                                                                                                                                  

 

" روش پوزیتویسم/اثبات گرایی"

در این روش به دنبال اطلاعات عینی و قابل اندازه گیری هستیم تا حدی بر گرفته از روش تجربی با یک ساده سازی در امور روبرو هستیم و رسان هدر اینجا یک منبع ایدئولوژیک قدرت است.  

اگر بخواهیم فیلم خیلی دور خیلی نزدیک را از دیدگاه پوزیتویسم بررسی کنیم ، باید به ظاهر اتفاقات و جریان ها اشاره کنیم و اینکه در فیلم چه چیزهایی را مشاهده می کنیم . تکنیک های فنی مورد استفاده در فیلم را مورد توجه قرار می دهیم مثل اندازه نما ، زاویه دوربین ، درشت نمایی و...  رنگ هایی که در فیلم بیشتر می بینیم . در این فیلم رنگها خیلی ساده و بی جان است رنگ خاک را بیشتر از دیگر رنگها می بینیم بیننده زیاد درگیر رنگ و فضاهای شلوغ نمی شود . در بیشتر نماها تضاد به وضوح مشاهده می شود ، دور ونزدیک ، بلند و پست ، بزرگ و کوچک ، روشن و تاریک و ... . تحلیل محتوای فیلم در این روش کمک زیادی به ما خواهد کرد که به یک سری از اطلاعات کمی درباره صحنه ها و محتوای فیلم دست پیدا کنیم .                                

 

"روش تفسیری"

این روش بر خلاف اثبات گرایی که کم است ، پیام رسانه ای را از جهت کیفی بررسی می کند و توجه اصلی را به امور باطنی و پنهان معطوف می کند ، و تاکید بر ابعاد معنا دار امور اجتماعی دارد نه بر ابعاد قابل مشاهده و عینی !                                                                                                                               

از دیدگاه تفسیری به این مساله می پردازیم که این فیلم بیانگر چه مطلب و مفهومی است مثلا اگر تضاد ها را نشان می دهد این تضادهای کوچک بیانگر مفاهیم متضاد بزرگتری مثل مرگ و زندگی هستند که در ادامه ریشه ی تمام اینها را مطرح کرده و وجود خدا را اثبات می کنند . خیلی دور خیلی نزدیک پایبندی دکتر عالم را به دنیا با مال و فرزند به خوبی بیان می کند و غرور او از دانشی که دارد را یکی دیگر از عواملی بیان می کند که از خدا دور شود . به دلیل ساختار نمادین فیلم از دیدگاه تفسیری مطالعات گسترده ای می توانیم روی آن انجام دهیم و به باطن و معنای اتفاقاتی که درون فیلم می افتد دست یابیم . مثلا جاده ای که طی می کند نماد سیر و سلوک و راه رسیدن به خدا ، ستارگان ، آسمان و کویر و... هم نشانه های وجود خدا هستند . ما در این روش به این می پردا زیم که در پس هر حرکت دوربین چه معنایی نهفته است . یکی از مهمترین راه های انتقال معنا موسیقی است که باید در این روش آ ن را مد نظر قرار دهیم  . فهم معنای واقعی دیالوگ ها و کنایه و طنز موجود در آن ها هم مساله مهمی است .                                                           

 

"روش انتقادی"                                                                                                    

این روش در زمینه های بسیاری با مطالعه تفسیری مشترک است . انتقاد گراها رسانه را منبع کنترل اجتماعی می دانند و هدفشان کشف ساختارهای قدرت و رابطه آن با جامعه است . بازنمایی غلط رسانه ها را به تصویر می کشد که گاهی موجب ایجاد آگاهی غلط هم می شود .                

از دیدگاه انتقادی بازنمایی غلط این فیلم را مورد تحقیق قرار می دهیم . البته نمی توان ازاین دیدگاه خیلی درباره خیلی دور خیلی نزدیک بحث کرد چرا که یک فیلم معنا گرا  و آرمانی است . دیدگاه طبقاتی و ارتباط آن با اعتقادات افراد یکی از این بازنمایی های غلط است.  نشان دادن فرد پولدار و بی اعتقادی او و در مقابل زندگی ساده ی مردم روستای مصر، اعتقادات قوی  و آرامش انها و احساس رضایتی که در زندگی دارند این آگاهی غلط را به مردم القا می کند که پولدار بودن موجب بی اعتقادی و کم شدن ایمان افراد می شود وهر کس درون روستا زندگی کند و ساده و قانع باشد به خدا هم نزدیک تر است . همچنین این فیلم در بیان وجود خدا و اثبات وجودش کمی تند پیش رفته و این مسائل را آنچنان به مخاطب عینی و سریع القا می کند که مخاطب را دچار توهم می کند که گویی خداوند همیشه بندگانش را که به خطا می روند با صراحت آگاه می کند و آنها را از مسیر کج رفتن باز می دارد . از این نظر هم می توان گفت که فیلم آگاهی غلط ایجاد می کند .  

 

"روش پسا مدرن"

این روش تعریف مشخصی ندارد و ورای سه نگاه قبل است و تمام تعریف های قبل را با سئوال مواجه می کند و قطعیت ها را وارد شک می کند و معتقد است اساسا تعمیم دادن فهم امکانپذیر نیست و همه تفسیرها می تواند به طورنسبی درست باشد .                                                                                           

و اما از دیدگاه پسا مدرن باید به این مساله اشاره کنیم که این فیلم خیلی قدرت تعمیم ندارد . یک فیلم معنا گرا و آرمانی است و از این منظر به شناخت خدا و مرگ و ... می پردازد و از راه بیان آرمانی مخاطب را تحت تاثیر قرار داده و اعتقاداتش را نشانه می گیرد . فضای این فیلم در واقع کمی توهمی است و به دلیل اتفاقات متعدد وشکل گرفته ای که در جریان فیلم می افتد و حضور پررنگ نمادها یی مثل کویر ، آسمان ، شب ، ستارگان ، جاده و... فضای رئال زندگی شهری و مدرن امروز را ندارد. با ایجاد تضادها ی مختلف در ذهن مخاطب بخش حسی عاطفی ذهن او را درگیر ماجرا می کند و از این منظر به بیان معنا می پردازد. در این روش می توانیم بگوییم گاهی شناخن خدا در یک فضای واقعی اتفاق می افتد و گاهی هم مثل فیلم خیلی دور خیلی نزدیک در یک فضای بکر و دور از ذهن و یک محیط آرمانی .                                                                                     

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 22:49 توسط ریحانه رئوفی فرد |

آخرین گناه ، شناخت مذهب در تخیل ... !

 

 

 

چند سالی است که پخش سریال های مناسبتی در تلویزیون رونق گرفته است . در ایام مختلف مذهبی مثل ماه رمضان ، محرم ویا عید نوروز و ... سریال هایی با مضمون مناسب برای آنها تولید می شود. اما در این میان سریال های ماه رمضان اهمیت بیشتری پیدا کرده و به یکی از عناصر این ماه تبدیل شده است و تماشای این سریال ها که معمولا هر شب پخش می شود یکی از سرگرمی های جدی مردم است . اما سریالهای مذهبی که از تلویزیون پخش شده اند به رغم پر بیننده و پر مخاطب بودن آنها به جز چند تا مثل شب دهم و... قوی عمل نکرده اند و نتوانسته اند تاثیر گذاری های خوبی روی مخاطب داشته باشند . چرا که با ایجاد یک فضای خیالی و توهمی بیننده را از دنیای واقعی دور کرده و حتی گاهی به لوس شدن موضوع می انجامد مثل سریال کمکم کن و یا او یک فرشته بود . در اینجا بحث ما روی یکی از این سریالهاست به نام "آخرین گناه" که درحال حاضر به مناسبت ماه مبارک رمضان از شبکه دو سیما پخش می شود.            

چگونه شناخت مذهبی با دیدن این فیلم در افراد ایجاد می شود وآیا این شناخت همان چیزی است که تولید کننده خواستار بیان آن بوده است ؟                                                                           

وآیا اصلا می توانیم این سریال را انتقال دهنده مضامین مذهبی بدانیم یا خیر؟                                           

ما این سریال را از چند جنبه مورد بررسی و نقد قرار می دهیم و به معرفی دید گاه های شناخت تولید کننده و بیننده می پردازیم .                                                                                                                             

 

 قهرمان داستان با پیوند قرنیه چشم استادش به نوعی نیروی ماورا طبیعی دست پیدا میکند که می تواند تجسم اعمال افراد را به وضوح ببیند و به این ترتیب با این قدرت افراد گناهکار اطرافش را می شناسد .                                                                                                                                                                   

تم اصلی داستان اجتماعی-جنایی است با مضمون مذهبی البته می توان آن را در ژانر تخیلی هم بررسی کرد...!                                                                                                                                          

تولید کننده ی سریال در تلاش است با ایجاد یک سری افراد درکه طول داستان دچارگناهان مختلفی می شوند برخی از گناهان کبیره را به مخاطب خود معرفی کند. گناهانی از قبیل دروغ ،فحشا ريا،حسد و...که هر کدام دریکی از شخصیت های سریال تجلی پیدا می کند مثلا حسادت در بهرام تجلی پیدا می کند و خیانت در امانت در بهروزو... وبه این ترتیب با درشت کردن گناهانی که مردم مرتکب می شوند در چهره های شر داستان به نکوهش این معاصی می پردازد. کارگردان با استفاده از دو گروه خیر و شر خواهان انتقال دادن مفاهیم مذهبی به مردم است.این  سریال رهبران خاصی دارد که داستان را پیش می برند یکی از این رهبران استاد اکرمی است که از عالم غیب به خواب فرهاد مودت آمده واو راراهنمایی و گاه نکوهش میکند رهبران دیگرهم   حاج صدوق و پدر آوا هستند .تولید گر فیلم با استفاده از دادن یک نیروی عجیب وما فوق زمینی به قهرمان داستان او را قادر به دیدن گناهان اطرافیانش می کنند و به این ترتیب چهره ی انسا ن گناهکار را با استفاده از جلوه های ویژه به تصویر می کشد .                                               

اما بازتاب این فیلم در ذهن مخاطب با دیدگاه کارگردان تفاوت زیادی دارد. منبع شناختی بیننده در اینجا "حس" است حسی مبتنی برتوهم . مخاطب این سریال را یک سریال جنایی می بیند که مضامین مذهبی در آن وارد شده وتخیل اثر گذاری عاطفی و معنوی آن را بسیار کم کرده است . عوامل متعددی باعث کاهش تاثیر گذاری این سریال و فاصله افتادن میان دیدگاه تولید کننده و بیننده شده است که به مواردی از آنها اشاره می کنیم .                                                       

- به دلیل غلبه سیر جنایی پلیسی داستان ، بیننده ، جنبه های مذهبی را نادیده می گیرد و درگیرتعقیب و گریزها می شود .                                                                                                                                         

- همسو نبودن فضای رئال داستان با موقعیت های فرا واقع گرایانه تاثیر گذاری داستان را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد . این جنبه های غیر واقعی و تخیلی عبارتند ار: داشتن قدرت فرازمینی و غیر واقعی قهرمان داستان ، استفاده فراوان از جلوه های ویژه ، حضور پررنگ استاد اکرمی که چندی است فوت کرده در خواب و خیال فرهاد مودت -قهرمان داستان- و...       

- دیگر اشکالی است که اکثر سریال های مذهبی دچار آن می شوند و آن هم دو بعدی شدن شخصیت های داستان است و این خیر و شر بودن کاراکترها قطعا ضربه جدی به فیلم وارد می کند .                                                                                                                                                                            

- انتقال مفاهیم مذهبی به شکل خطابه ای از زبان راهنمایان سریال ، استاد اکرمی و حاج صدوق و برادرش باعث می شود این نصایح که از بدنه متن جدا افتاده ، مخاطب را دلزده می کند .       

- مبهم بودن موضع برخی از شخصیت ها به دلیل کارهای ضد و نقیضی که انجام می دهند. مثلا مخاطب به راحتی نمی تواند تشخیص بدهد که آیا قهرمان داستان کاراکتر منفی است یا مثبت . و این مساله در روند درک ماجرا خلل ایجاد می کند .                                                                                     

                                                         

به این ترتیب نتیجه می گیریم که :                                                                                                                                 

 کارگردان سریال خواسته با ایجاد عناصر فرا زمینی به انتقال مفاهیم مذهبی و شناساندن گناهان کبیره به مخاطب خود بپردازد ، اما به دلیل اغراق دراستفاده از اشکال غیر واقعی و به تمام دلایلی که ذکر شد ، از نیل به هدف خود باز مانده  و در بازنمایی معنویت و مذهب بسیار ضعیف عمل کرده است و بیننده سریال مذهب را در توهم و تخیل خویش لمس می کند نه در دنیای واقعی  و تمام این عوامل باعث می شود میان شناخت تولید کننده این اثر و مخاطب آن فاصله بیفتد .           

+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 17:14 توسط ریحانه رئوفی فرد |

رسانه تلویزیون ، برنامه هزار راه نرفته ، علل جذب مخاطب ...

 

تلویزیون رسانه عامه پسند و پر طرفداری است که به طور مرتب در حال برقراری ارتباط با مخاطبان گسترده خود است . بیننده تلویزیون همچون مخاطب دیگر رسانه ها در مقابل پیام هایی که روزانه از این رسانه مخابره می شود ، موضع گیری های متفاوتی را نشان می دهد. او خواهان تماشای برنامه هایی است که با ذوق و سلیقه و فکر و اندیشه اش همخوانی داشته باشد و هویت منفعلی ندارد این موضوع مورد توجه تولیدگران تلویزیونی قرار می گیرد و آن ها هم به جز برخی برنامه های خاص، خواهان برقرای ارتباط با گروه بزرگتر جامعه (عامه مردم) هستند.

در جامعه ای مانند جامعه ایران که تلویزیون یک نهاد دولتی و تا حد زیادی محدود است روند ساخت و تولید برنامه ها ، خیلی آزادانه و انتخابی نیست به همین دلیل پس از مدتی شاهد تکراری شدن انواع برنامه ها هستیم. مثلاَ مشکلات اجتماعی و خانوادگی بیشتر در سریال ها مطرح می شود که پس از مدتی خسته کننده و تکراری به نظر می رسد. در چند سال اخیر ساخت برنامه های مستند اجتماعی و اقتصادی در برنامه کار صداوسیما پررنگ تر شده که این برنامه ها با استقبال فراوان مخاطب مواجه شدند. یکی از این برنامه ها ، برنامه " هزار را نرفته " است که تا کنون دو دوره از آن پخش شده و و سومین دوره آن در حال ساخت است .                                     

این برنامه با پایه و اساس علمی و روانشناختی مساله مشکلات ازدواج ، زندگی زناشویی و طلاق را به طور مستند بررسی می کرد. افراد با حضور خود به طور مستقیم یا نیمه مستقیم (چهره  های نا مشخص) به بیان مصائب زندگی خصوصی خود می پرداختند . در خلال برنامه روانشناسان مختلف به بیان اظهار نظرهایی درباره مشکلات خاص افراد می پرداختند و سعی در ریشه یابی علل وقوع مشکلات آن ها داشتند. حال سئوال اینجاست که : چگونه چنین برنامه ای با بنیان های علمی و مستند قادر به برقراری ارتباط با اکثریت جامعه (عوام)است ؟ و در واقع چه عاملی مخاطب را جذب کرده تا به تماشای قسمت های مختلف این برنامه بپردازد...؟                

یکی از علل پر بیننده بودن "هزار راه نرفته" تنوع آن در مقابل دیگر برنامه های تکراری و مصنوعی تلویزیون است واینکه شیوه ی پیام رسانی متفاوت و کاملی را در پیش گرفته است . عامل دیگر مستند بودن این برنامه است . در گذشته هم برنامه هایی وجود داشتند که به مسائل ازدواج و طلاق و پیامدهای آن می پرداختند ، اما کمتر شاهد حضور داوطلبانه افراد و صحبت راجع به مسائل زندگی خصوصی آن ها بوده ایم. چیزی که مخاطب این برنامه را جذب می کرد ، روبرو شدن مستقیم با افرادی بود که مشکلات زیادی را پشت سر گذاشته بودند و این ارتباط برای مخاطب خیلی ملموس و نزدیک شبیه به یک گفتگوی دو نفره میشد چرا که معمولاَ کسی در یک رسانه عمومی مثل تلویزیون مسائل زندگی خصوصی اش را مطرح نمی کند آن هم از جنس درددل و صادقانه !                                                                                                                                                   

این برنامه با روبرو کردن مخاطب با عین واقعیت بیننده های فراوانی را از آن خود کرد. اما پایه و اساس علمی و روان شناختی این برنامه به خیل عظیم مخاطب آن صدمه نزد . این بار بر خلاف همیشه حرف ها روان شناسان سخت و غیر قابل فهم (برای عامه مردم) نبود چرا که نمود عینی و واقعی آن توسط مخاطب به خوبی درک شده بود . اما حتی کسانی که علاقه ای به صحبت های دکتر نداشتند ، قسمت های مستند را از دست نمی دادند و هزار راه نرفته را به یک برنامه جنجالی و موفق تلویزیونی تبدیل کردند که بخشی از بحث های روزمره را به خود اختصاص داد. همچنین در نظرسنجی های بدست آمده عنوان بهترین برنامه از سوی مخاطبان را نیز کسب کرد .          

بنابراین در نهایت در پاسخ به این پارادوکس که چطور برنامه ای علمی قادر به برقراری ارتباط با عامه مردم و اکثریت مخاطبان می شود خواهیم گفت ، داشتن تنوع و استفاده از شیوه های جدید پیام رسانی ، مستند بودن و ایجاد رابطه ی بی واسطه و صمیمی میان مخاطب و سوژه و میزان بالای باور پذیری آن باعث جذب بیننده شده وانتقال مسائل علمی و روانشناختی به شکل غیر محسوس به افراد، منجربه ایجاد فهم و درک درستی از زندگی برای آن ها می شود .                                                                         

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 11:44 توسط ریحانه رئوفی فرد |